وقتی می آی پر می شم

ID خودمو وارد کردم بعدش هم پسورد . تازه اول آشناییمون بود و من زود به زود off   چک می کردم که اگه چیزی گفتی زود جوابتو بدم . هرچند اوایل زیاد حرف نمی زدی ...

 

وقتی می آی پر می شم مثل کبوتر میشم
مثل صدای نازی تو سیم آخر میشم

وقتی میری چند قدم پشت سرت بارونه
وقتی می ای می پیچه عطر گلای پونه

وقتی می ری گم میشم حرفای مردم می شم
وقتی می آی غنچه ای رنگ تبسم میشم

وقتی که نیستی زمین زیر پاهام می لرزه
وقتی که باشی دلم بیشتر از این می ارزه

وای یکی منو بگبره .. یکی منو آروم کنه ، یکی به من بگه اینارو دوست جونم داره به من میگه ... هیچوقت حس او روز یادم نمیره روزی که فهمیدم چقدر دوست ام داری و چقدر یه آدم میتونه یکی رو دوست داشته باشه ، خدای مهربون من ، همیشه این عشق و بین ما نگه دار  ....

دوست جون خوبم می دونم  که خیلی دوست داری . امیدوارم همیشه لیاقت عشق پاک تو رو داشته باشم .. بخدا تعارف نمی کنم ، حس واقعی من همینه .

              خدانگهدار

                               دوست جون بیقرارت  ((  فرهاد  ))

 

/ 9 نظر / 13 بازدید
دو کبوتر عاشق

سلام آقا فرهاد آبجی عزیزم رو سپردم دست شما مواظبش باشید امیدوارم خوشبخت بشید

دو کبوتر عاشق

سلام ابجی جون بدليل اينکه سايت پرشين خيلي دير باز ميشد مجبورشديم به بلاگفا نقل و مکان کني مhttp://doghalbeashegh.persianblog.ir از اين به بعد دوکبوتر عاشق به آشيانه عشق ما تغيير نام دادhttp://asheyaneeshghema.blogfa.com ازدوستان گلمون ممنون ميشيم ما رو با اين نام لينک کنند

ايهاب

نگاهم درامتداد نگاهت رو در روی نگاهها یک نگاهه... عزیزم من آپ هستم و منتظرحضورتان مشرف فرمایید.

يلدا

آی آدمای خسته آی عاشقای ویرون گوش بکنید به حرفه یه عاشق پریشون منم یه روزی با عشق کاخ امیدی ساختم سادگیه دلم بود که زندگیمو باختم به خدا یار وفادار دیگه پیدا نمیشه آخه همدم و غمخوار دیگه پیدا نمیشه دل دل باغ تنت مگه از آهنه نذار که این طفلکی با دست هر بوالهوسی بشکنه سخته ستم کشیدن و بی وفایی دیدن از توی باغ آرزو حتی یه گل نچیدن وای وای عاشقونه گریه های شبونه دردی دوا نمیکنه چون بی وفاست زمونه نه هم زبونی نه هم صدایی نه در غبار بی کسی یه آشنایی....

سامي و يلدا

روزگاری‌ یک‌ نگه‌، گرمای‌ صد آغوش‌ داشت‌ اشک‌ عاشق‌ مزّه‌ گل‌ چشمه‌های‌ نوش‌ داشت‌ یک‌ نوازش‌ می‌زد آتش‌ بر دل‌ هر بی‌قرار یک‌ سخن‌، پویائی‌ یک‌ بستر گل‌ پوش‌ داشت‌ خنده‌ها بوی‌ خوش‌ عشق‌ و محبت‌ داشتند چشمها گیرائی‌ یک‌ چشمه‌ خودجوش‌ داشت‌ ای‌ که‌ آغوشت‌ ز سردی‌ می‌زند پهلو به‌ غم‌ یاد آن‌ روزی‌ که‌ آغوشت‌ تب‌ آغوش‌ داشت‌

شايد دوست فرهاد و تارا

سلام وبلاگ جالبي است در نوع خود ، جوابيه هاي نامه هاي فرهاد و تارا به هم و شعر زيبايي پر شدن

ماهی گیر

ماهی دوست داری؟ ماهی گیری دوست داری؟ خودت بیا ببین!

حميد

سلام teatime اگر چه کوتاه زمانیست ولی میتواند باحضور شما پربار باشد! teatime تنها وقت نوشیدن یک چای نیست که درنگی است برای گفتن و شنیدن teatime یعنی: خاطرات یک دوست... قصه های یک همسفر... غصه های یک همکار... تجربیات یک پیشکسوت... و شاید درد دلهای یک دریانورد... teatime قطره ای مجازی از اقیانوس بیکران اینترنت و مجال گفتگوی دریانوردا نیست که نه تنها دل که هستی خود را به دریا زده اند!! وبلاگ جالبی داری. به من سر بزن و چنانچه باتبادل لینک موافقی خبرم کن. منو با عنوان: نوشیدن یه چای داغ! لینک کن و بگو دوست داری با چه عنوانی لینک بشی؟