سفرنامه یزد -3

بعد از چک چک به سمت میبد حرکت کردیم

اولین بنای قدیمی که اونجا دیدیم کبوتر خانه بود اینجا رو ساخته بودن که از کود کبوترها برای کشاورزی استفاده کنن:

این بیرونش

اینم داخلش:

بنای بعدی نارین قلعه بود(قدیمی‌ترین بنای خشتی جهان)

اینجا بهتره به جای عکسای من این لینک رو ببینید چون گویاتره.

اینم عکس خودمون تو نارین:

بعد از اینجا رفتیم کارگاه سفالگری:

این هم از کارونسرای شاه عباسی و چاپارخانه که در همون مکان واقع شده دقت کردین تو اکثر شهرا کارونسرای شاه عباسی هست؟

از این هم عکس نمی ذارم چون هم تو اینترنت هست هم حجم وبلاگم داره سنگین میشه

نهار رو هم تو همون شاه عباسی خوردیم به توصیه راهنمامون و البته قبل از اون محبوب دوست وبلاگیه عزیزم آدرسشو بهم داده بود.اگه رفتین میبد حتما یه سری به اونجا بزنید غذاش عالیه.من بلدرچین خوردم آقای راهنما توصیه کرد بلدرچین بخورم و واقعا هم خوشمزه بود.

این هم یخچال:

در مورد هر کدوم از اینا تو اینترنت سرچ کنید کلی مطلب به همراه عکس ژیدا می کنید اینجا اگه بخوام توضیح بدم از حوصله تون خارجه.

این هم از میبد.

روز اول مختص گشت خارج از شهر بود .حودا ساعت 4 بود برگشتیم هتل تا ساعت 6 استراحت کردیم و بعدش رفتیم مجتمع آریا همزمان با محبوب قرار گذاشتم که تو آریا ببینمش.کارمون تو آریا تموم شده بود که محبوب خودشو رسوند.هر چی از خانومیه این دختر بگم کم گفتم.خیلی هیجان انگیزه که یه دوست وبلاگی  رو بعد از مدت ها ببینی.اینجا دیگه همسری ما دو تا رو تنها گذاشت که با هم حرف بزنیم.نیم ساعتی تو پاساژ چرخیدیمو حرف زدیم.از بودن با محبوب و آرامشش لذت بردم.خدا همیشه نگهدارت باشه دو ست گلم.

بعد از آریا رفتیم فست فود فلفل و یه پیتزای خیلی خیلی خوشمزه خوردیم.پیتزای استیک بود فکر کنم.اون آقاهه یه بشقاب سیب زمینی هم اشانتیون آورد واسمون.خیلی خوشمزه بود.بعدش رفتیم هتل و تو حیاط خوشگلش نشستیم و چای خوردیم.بعد از اونم رفتیم اتاقمون از خستگی بیهوش شدیم.

 

 

 

 

 

/ 14 نظر / 161 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریسام

همیشه به سفر[گل]

الی خونه سفید

انشاله همیشه شاد و خرم باشید

همدم

همیشههههههههههه به خوشییییییی .....من هیچ کدوم اینجاها که تو رفتی نرفتم[نیشخند] خدا راشکر که بهت خوش گذشته ....اطلاعات در مورد چک چک خیلی خوب بود ...چون ما خیلی از راه را رفتیم اما خیلی دور بود و واقعا خسته شدیم و دور زدیم و بر گشتیم و دیگه تا خود کوه نرفتیم!

هلیا

مرسی از سفرنامه یزد هم جاهای دیدنی زیاد داره ها

هستی(سکوت پاییز)

خدا را شکر که به شما خوش گذشته[قلب] انشالله اگر خدا بخواد در آینده ما هم یه سفر یزد میریم [خجالت] من عاشق جاهای باستانی هستم[قلب]شاید باورت نشه روحم شاد میشه[قلب] راستی آدرس اون رستوران لطفا بده از بس تعریف کردی دلم خواست[نیشخند]

آبان

سلام . خوبی. در برابر شما که من هیچی نبودم راستی نظر مستری اینه که گول خوردی و من رو نشناختی. نظره دیگه:) دوست دارم عزیزم. عکسهاتم خیلی دوست دارم:×

آمارین

مرسی از سفرنامه ت تارا جون یاد عید امسال افتادم. تمام این جاها رو رفایم. چقدر خوش گذشت میشه بگی تورتون چقدر شد هزینه ش. تو وب خودم اگه میشه

عبادی

سلام من اهل میبدم خوشحال شدم سفرنامتونو دیدم

عبادی

البته تارا خانم خیلی جاهای دیگه رو نرفتین. قلعه های دیگه که همه به این قلعه از زیر زمین به هم وصل بودن. آسیاب آبی وسط دل کویر. و بافت های تاریخیش. ایشالله میخوام از تمامی آثار عکاسی کنم. من یه جایی رو دیروز دیدم تو میبد یه آثار باستانی که به ثبت رسیده بود و جزء یه خانه پیرزنی بود که به هیشکس اجازه نمیداد عکس بگیره . و خوشبختانه عکاسی هم کردم