پراکنده نویسی

یکی از 2 تا برنامه هام ردیف شد.سه شنبه با دو تا از همکارامو یکی از دوستام 4 تایی رفتیم دریا حسابی خوش گذروندیم.اینقدر انرژی گرفتیم که حد نداره .خیلی وقت بود نرفته بودم شنا .پایه نداشتم که شکر خدا جور شد.

اینقدر تو راه آهنگای شاد گذاشتیمو خندیدیم.روز قشنگی بود.

خلاصه این روزا یا عروسی هستم یا دریا.انگار همه دخترای فامیلمون با هم تصمیم گرفتن عروس بشن.دیروز عروسی دختر داییم بود.جمعه هقته دیگه هم عقد کنون دختر خاله ام.چه تابستونی شده.

هفته پیش یه اتفاقی افتاد که شدیدا منقلبم کرد.جوری که تو شرکت یهو زدم زیر گریه.نمی تونم در موردش حرف بزنم.اتفاق بدی نبودا.خیلی هم خوب بود ولی من شدیدا احساساتی هستم.الانم خیلی از خودم عصبانیم که چرا تو شرکت گریه کردم.اصلا دست خودم نبود.نگران

این مشکلات مالی ما انگار نمی خواد حل بشه.عجب پوست کلفتی دارم من.از اردیبهشت تا حالا منتظریم یه پولی دستمون برسه .کلی هم روش برنامه ریزی کردیم.اما هنوز جور نشده.یه جورایی بیخیال شدیمو داریم سعی می کنیم با پس انداز قرض و قوله هامو بدیم.افسوس

راستی شما اگه یه سری لوازم خونه داشته باشین که آکبند باشن ولی به دردتون  نخورن چی کار می کنین؟من یه سرویس قابلمه تفلون و یه سماور گازی داشتم که تو این 4 سالی که دارم زندگی می کنم اصلا ازشون استفاده نکردم و به دردم نمی خوردن.چند روز پیش با همسری رفتم بازار عوضشون کردم .به جاش یه ماهیتابه چدن از این دو طرفه ها  یه دست چاقو و یه سینی مجلسی خوشگل خریدم.اینقدر ذوق دارم.همینجور بی استفاده مونده بود یه گوشه خونه و جا اشغال کرده بود.از شرشون خلاص شدم.

الان ساعت 10:15 شبه هنوز همسری نیومده خونه.امشب واسه ش شام درست کردم .ما معمولا شام نمی خوریم.اما شب هایی که همسری دیر میاد و خسته میشه سعی می کنم براش شام درست کنم.اما اینقدر سخته هی منتظر بشینیو به در نگاه کنی تا همسری بیاد و تند تند از امروزت بگی و به زور ازش حرف بکشی.آخه همسریه من وقتی خسته است کم حرف می زنه باید اینقدر لوس بازی در بیارم براش تا به حرف بیاد.مثل این که اومد من دیگه برمقلب

همشهری ها خبرم کنیدا .شنبه ساعت 6 چشمک

/ 32 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شازده و بانو

عروسی که خوبه؟از اینکه یهو احساساتی شدی ناراحت نباش..اینکه خوبه آدم خودش و رها کنه..در مورد وسایلی که نو هستند و نیازی نداری...به نظرم برای جهیزیه یه دختر کمک کنی هم خیلی ثواب داره همم کسی رو خوشحال میکنی:)

صدیقه

سلام [لبخند] خوب هستید ؟ مطلب جدید نوشتم [پلک][هورا][هورا]

الی خونه سفید

خصوصی داری

سارا

سلام خوبی خوش میگذره ایشالا مشکلاتت حل میشه بزودی خانومی

روناک

من اگه جای او بودم هر روز میرفتم جنگل و دریا اصلا تو جنگل زندگی می کردم[رویا]

لیندا

کاسپین کجاس دیگه ؟ من نمیشناسم بگو ادرس دقیقشو ایندفعه اومدم حتما برم مرسی

نوا

واي خوش بحالت كه شام درست نميكني من هر شب بساط شام درست كردن دارم واقعا ميشه وسايل غير قابل استفاده رو برد عوض كرد ؟ چه خوب

بازیگوش

کجایی تو دختررررررررررر؟نگرانت شدممممم خوبی؟[نگران][ماچ]

خورشید و جمشید

به به حسابي عروسي اي ول [نیشخند][نیشخند][ماچ]