89

عقد دختر دایی هم به خیر و خوشی گذشت.خوشبخت بشه الهی.من موندم و یه عالمه کار ریز و درشت.

شرکتمون از چهارشنبه به بعد تعطیله و من میرم تو یه تعطیلات بلند مدت.شدیدا به این تعطیلی نیاز داشتم.دیگه این روزای آخر جونم در اومد .جفت رییسام از سه شنبه رفتن مرخصی و همه مسئولیت های شرکت با من بود از مالی بگیر تا فروش و .....یعنی رسما پدرم در اومد.اینقدر واسم زور داره که همه وقتمو واسه این شرکت می ذارم اما کارم دیده نمیشه.آخه این عدالته که یکی از 23 اسفند بره مرخصی و تازه از هفته قبلش هم مدام مرخصی ساعتی بگیره .اون وقت دریافتیش با من یکی باشه؟من که راضی نیستم.والا بعضی وقت ها غبطه می خورم به آدم هایی که هیچ چیزی رو برای خودشون سخت نمیگیرن و راحت زندگی می کنن.بی خیال.بی مسئولیت.تازه می بینم از هر طرف هم شانس و بخت و اقباله که بهشون رو میاره.آدم باید خوش شانس به دنیا بیاد.والا...

خسته شدم بس که جواب ریز و درشت رو تو شرکت دادم دهنم وا نمیشه به کسی که داره حرف بی مورد می زنه بگم به تو چه؟ما اینیم دیگه درست بشو هم نیستیم.

تو سال جدید یاد بگیرم که واسه خودم زندگی کنم نه واسه مردم.

کاری که درسته انجام بدم و منافع خودم مهمتر از منافع دیگران باشه ....(اینو جدی می گما)تا حالا اینجوری نبودم ضربه شو خوردم.

یاد بگیرم انعطاف پذیری در برابر کسی که قدردانت نیست یه کار ابلهانه و احمقانه است.

تو سالی که گذشت خیلی کارا کردم.از خودم راضیم .من همه توانم رو گذاشتم.واسه زندگیم.واسه کارم.مطمئنم چند سال دیگه هیچ وقت نمیگم که تو سال 89 تنبلی کردم و کاش برگردم که جبران کنم.نه من همه تلاشم رو کردم.پس سال 89، می خوام بهت بگم هیچ وقت آرزو نمی کنم که دوباره تجربه ات کنم.

تو سالی که گذشت.مدرک خیاطیم رو گرفتم.(اگر چه به خاطر کمبود وقت ازش استفاده نمی کنم)

گواهینامه رو گرفتم.

واسه خوندن زبان اقدام کردم و 2 ترم رو تموم کردم.از فروردین هم ترم سوم شروع میشه.

اوضاع کاریم خیلی بهتر شد.از 2 شیفته بودن در اومدم. موقعیتم خیلی بهتر شد.حقوقم زیاد شد. البته هنوز در مقابل کاری که می کنم.اون چیزی نیست که باید باشه ولی خوب من کلا انسان قانعی آفریده شدم.

و این که تو این سال تونستیم یه وام خوب بگیریم و خودمون خونه رهن کنیم و دیگه به پدر شوهرم وابسته نباشیم.از لحاظ مالی کاملا مستقل شدیم.چیزای کوچیکی که قبلا راحت نمیتونستم بخرم الان می تونم.و همه اینا واسه من انگیزه ست.انگیزه بیشتر کار کردن و بیشتر تلاش کردن.

خیلی از ارتباطاتم رو تو این دنیای مجازی محدود به همین محیط کردم و فهمیدم که نباید زیادی با همه روراست باشم.الان غیر از همشهری ها که همیشه مشتاق دیدنشونم تعداد محدودی از دوستام هستن که خارج از این دنیای مجازی باهاشون در ارتباطم.و از این بابت از خودم راضیم.

خیلی چیزها هم می خواستم تو این سال داشته باشم که نشد.مثل ماشین و یا یه مسافرت خوب یه جایی مثل کویر....

اما سخت نمیگیرم.من هنوز زنده ام.جوونم.روز و سال و ماه هست.زندگی جریان داره.رسیدن به آرزوهای کوچیک و بزرگ بمونه واسه 90.

بزرگترین هدفی که دارم و واقعا جدا از همه اهداف مادی میخوام که تو سال 90 بهش برسم شاد زندگی کردنه .می خوام زندگی شادی داشته باشم و به وسیله اون آرامش رو مهمون همیشگی 4 دیواری خودم کنم.

رسیدن به آرامش و شادی رو در بوسیدن روی خدا و در کنار اون و با یاد اون زندگی کردن می بینم.

دوستای گلم.همراه های مهربونم سال نوتون مبارک باشه.امیدوارم روحتون نو بشه.و همه چیزهای رنگی و شادی های دنیوی و ماورائی رو براتون آرزو می کنم.

مطمئنا این آخرین پست من نیست.بازم می نویسم.شاید افکارم رو که جمع کنم.خواسته های دیگه ای هم واسه سال آینده داشته باشم .فعلا همینا رو داشته باشین تا بعد.

/ 26 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهار نبض عشق

عزیزم خیلی برات خوشحالم ایشالا سال جدید هم برات پر از موفقیت باشه[ماچ]

............

این متن و یه ناشناس برام فرستاده: به امام زمان دختری هستم از خوزستان که پزشکان از معالجه ام ناامید شدند شب در خواب حضرت زینب(س) را دیدم در گلویم آب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به 20 نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اعتقاد نداشت کارشو از دست داد، مرد دیگری اعتقاد پیدا کرد 20 میلیون بدست آورد، به دست کسه دیگری رسید عمل نکرد پسرشو از دست داد اگر به بی بی زینب اعتقاد داری این پیامو برای 20 نفر بفرست 20 روز دیگه منتظر معجزه اش باش

آزاد

دريچه باز قفس بر تازگي باغ ها سر انگيز است. اما ، بال از جنبش رسته است. وسوسه چمن ها بيهوده است. ميان پرنده و پرواز ، فراموشي بال و پر است. در چشم پرنده قطره بينايي است : ساقه به بالا مي رود . ميوه فرو مي افتد.دگرگوني غمناك است. نور ، آلودگي است. نوسان ، آلودگي است. رفتن ، آلودگي. پرنده در خواب بال و پرش تنها مانده است. چشمانش پرتوي ميوه ها را مي راند. سرودش بر زير وبم شاخه ها پيشي گرفته است. سرشاري اش قفس را مي لرزاند. نسيم ، هوا را مي شكند: دريچه قفس بي تاب است. سروده سهراب سپهری

مجی

مطمئنا روزهای زیبایی در انتظارته این افکار مثبت جز زیبایی چیزیی هم نمی طلبه دنیا به زیبایی به کامت باشه نازنینم

ناز

تارا جونممممم چقدر دلم برات تنگ شده بود! یه هفته بود که لپ تاپم رو جمع کرده بودم! در یک اقدام غیر منتظره این کار رو کردم:)) همه این جوری شده بودن :O ایشالا که سال جدید همه چیز خیلی خوب و عالی پیش بره عزیزم:* راستی آی دیت رو به من هم می دی ادت کنم؟ :)

رضوانه

خسته نباشی خانومی از این همه کاری که توی این سال انجام دادی ایشالا در کنار همسر عزیزت خوش و خرم باشی و با کمک هم زندگیتونو بسازین

هستی

سال نو مبارک .شاد سر بلند و پیروز باشید[گل]

زن شرقی

خوشحالم که سال 89 سال خوبی برات بوده و به خیلی از اهدافت رسیدی، ایشالله سال 90 از اون هم بهتر باشه و همونطور که گفتی یه زندگی شاد شاد شاد داشته باشی دوست خوبم [قلب] سال نوت هم پیشاپیش مبارک [ماچ]