پراکنده از همه جا

سلام

چه جمعه خوبی بود امروز.

دوستامون(ساجده و شوهرش) ظهراومدن خونمون نهار خوزدیم استراحت کردیم.حرف زدیم.بعدشم رفتیم خیابون گردی .گلسار یه کم دور زدیم و بوتیکا رو نگاه کردیم.خیلی وقت بود  نرفته بودم خیابون گردی. بعدش قرار بود بریم مطهری که ساجده شلوار بارداری بخره.آخی  3 ماهه بارداره.ای جانم.ولی دیگه دیر شد و نرفتیم.عوضش رفتیم گارمون یه سوپ خوشمزه و سالاد بار خوردم.بقیه هم همینا رو به اضافه هات داگ.خوشم اومد از رستورانش.چرا تا حالا نرفته بودم؟خیلی شیک بود.

اون هفته هم رفتم پیزریا جاتون خالی میگو با سس تاتار خورم خیلی خوشمزه بود.خاک تو سرم کلی چاق شدم.با همسری تصمیم گرفتیم دوباره رژیم بگیریم خداییش جفتمون خیلی چاق شدیم.

دیگه اینکه یه بلوز صورتی و کیف صورتی خریدم که خیلی دوسشون دارم.صورتی جیغنیشخند

یه روز هم رفتم آرایشگاه مدل کوتاهیه همکارم شدم.خوب کوتاه کرد.می خواستم رنگ هم بکنم اما از اونجایی که اسفند عروسی دختر خاله هست گذاشتم همون موقع رنگ کنم.

جدیدا شبا میشینم سریال خاطرات یک خون آشام (wampire) رو می بینم.خداییش خیلی هیجان انگیزه اینم بگم اصلا هم ترسناک نیست .یه سریال تینیجریه مهیجه.من که حسابی معتادش شدم.

نمایشگاه کتاب هم امروز انگار آخرین روز بود.نشد برم.هنوز کلی کتاب نخونه دارم.بهتره همینا رو تموم کنم بعد کتاب جدید بخرم

بچه داداشی اینقدررررررررررررر تپل شده.عاشقشم یعنی.قلب

اون پسر خاله ام یادتونه که یهو تومور تو سرش پیدا شد و عمل کرد؟باید واسه عمل دومش آماده شه.دکترا می گن 60 درصد احتمال فلج شدن هست.وقتی به عمق فاجعه نگاه می کنم نمی تونم هضم کنم همچین موضوعی رو.طفلی خانومش.فردا خونه خودشون مراسم روضه ست.از ته دلم برای سلامتیش دعا می کنم و امیدوارم خدا به خودش و خانومش رحم کنه.ناراحت

پی نوشت :بچه ها ی رشتی کسی می دونه شلوار بارداری  لی که  خیلی تنگ نباشه رو میشه از کجا خرید؟واسه دوستم می خوام.میگه مطهری رفتم همه شون بارداری بود ولی پایینش لوله تفنگی و خیلی تنگ بود.

اینم تپل مپلیه عمه در 3 ماهگی:

 

 

/ 25 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیلوفر

ایشالا پسر خالت خوب بشه. خدایا بهشون رحم کن.[رویا] عزیزم این گل دختر شما چه خانمی شده. به جای من یه بوسه کوچولو از دستاش بکن. [ماچ]

براي تو

سلام خانومي واي دلم رفت كه دختر خودم كه بيقرار هستم با ديدن اين عكس بيقرار تر هم شدم كاش ني ني من زودي تپل و ناز بشه يك بوس از طرف من به دستش بكن [ماچ]

براي تو

الهي كه به حق محبت و قدرتش خودش شفاش بده براي خداي بزرگ هيچ كاري نداره

صالحه

خصوصی

شیده

[خجالت]اونی که اسم نداره منم

صالحه

ممنون از لطفت تارا جون[ماچ]

فهیمه

تارا جون مثل اینکه این روزها سرت خیلی شلوغه دیر به دیر به روزر سانی میکنی

Naz

تارا جون اسم اون مغازه "آنالی" بود! و این طور که من فهمیدم یه مغازه تو مطهری به اسم "یاشیل" یا "راشیل" هم جین داره. دیر شد ببخشید وقت نکردم[قلب]