کاشان

سلام بچه ها

عید به همتون خوش گذشت؟

به ما که خیلی خیلی بد گذشت

می تونم بگم یکی از بدترین مسافرت ها رو تجربه کردم.

مسیرمون سمت کاشان بود.ساعت 11 روز عید حرکت کردیم و شب رسیدیم قم و تصمیم گرفتیم همونجا بمونیم.شهر خیلی خیلی شلوغ بود و خونه گیرمون نمیومد ناچار شدیم بریم هتل با کلی هزینه.یعنی این مسافرت واسه ما جز هزینه الکی چیزی نداشت .درسته هتل خیلی خوشگلی بود ولی برای مایی که می خواستیم یه شب تا صبح رو اونجا سر کنیم خیلی زیادی بود.فردای اون روز بعد از زیارت حرم به سمت کاشان حرکت کردیم و اونجا هم یه خونه خیلی شیک گرفتیم (این دفعه به علت کم تحملی جمع و کمبود وقت )بعد از خوردن نهار که اونم خودش داستانی داشت.بماند که چه نهار بی کیفیتی بود و تو چه جای کثیفی سرو می شد.با غ فین رو دیدیم.من اینقدر خسته و کلافه بودم که اصلا نفهمیدم چی شد .یعنی هنوز تو کفش موندم.این سفر اصلا کاشان گردی محسوب نمیشه .دفعه دیگه حتما با تور می رم.شب هم  به خاطر راهنمایی غلط یه عده رفتیم بازار تاریخی.   واقعا ناراحتم  که چرا وقتمون اونجا تلف شد چون هیچ چیز جالبی من اونجا ندیدم.تنها قسمت جالب از نظر من خونه ها تاریخی کاشان بود که جمعه صبح تونستیم بریم.خانه عباسیان و طباطبایی فوق العاده بود.از دیدن اون همه زیبایی و اون همه هوش و ذکاوت دهنم وا مونده بود.خونه ها ی دیگه رو به دلیل کمبود وقت فاکتور گرفتیم و تند تند وسیله هامونو جمع کردیم و زدیم تو جاده.آقا چشمتون روز بد نبینه.قسمت بد داستان از اینجا شروع شد.به دروازه قم که رسیدیم شوهر مری گفت بچه ها بیدار شین (همه خواب بودیم)ماشین جوش آورده.ماشین و زد کنار و از شانس ما امداد ایران خودرو هم همونجا بود.حدودا یه نیم ساعتی سرشون تو ماشین بود و بعدش گفتن که اوضاع خیلی خرابه و احتمالا موتور ماشین باید پیاده شه که حداقل 1 روز وقت می بره.قیافه ما دیدنی بود اون لحظه.همه تو ماشین نشستیم و ماشین رو بوکسور کردنو رفتیم داخل شهر.اونجا بود که دیگه تعمیر کاره بعد از 1 ساعت کار رو ماشین گفت .ماشین 1 هفته باید اینجا بخوابه و نزدیک 1 میلیون خرجشه.طفلی خواهر شوهری اینا .خیلی ناراحتم براشون.خرج کمی نیست که.خسته تون نکنم.یه ماشین دربست گرفتیم از همونجا تا خود رشت.130 تومن هم کرایه اش شد.ناقابل.

اووووووووفففففففففففففففففففف دریا بریم خشک می شه خواهر جان.گور بابای مسافرت.ما لیاقتمون فقط همینه که عین خر کار کنیم  و جون بکنیم.این غلطای اضافی به ما نیومده.گوشاتونو بگیرین چشماتونم ببندین می خوام فحش بدم

نمشثتصبنمتشینزاشیالبعغابنابنتیابزتیشد

آخیش

تو بازار کاشان یه دستبند مسی خریدم که می گن اعصاب رو کنترل می کنه.الان دستبند لازم شدم انگار.

خدافظ

/ 31 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Christin

بی خیال دیگه هرچی هم بود باز از خونه نشینی که بهتر بود انشالله به زودی دوباره یه سفر خوب برات مهیا میشه

بانوی سرزمینهای شمالی

تو اینجورتعطیلات باید یه روز قبل از تعطیلات رفت مسافرت و یه روز بعدش هم برگشت تا مسافرت خسته کننده نشه ولی دوستم بی خیال . اکی ؟

سمیرا مامان سپهر

خدایی چه زده حاله توپی خردین اگه من بودم که توهمون بیابون خر همه رو میگرفتم البته معلومه که تو هم هنوز قاطی

آرام

سلام عزیزم عیدت مبارک آخی عزیزم میدونم چه ضد حالی بوده آخه من هم تجربه کردم اما خودش یه تجربه است [ماچ]

سمانه

سلام کامنت من کو پس؟!![سوال] من فکر کردم من بد شانسم[ناراحت] می فهمم آدم میره مسافرت انرژی بگیره...

مامان هانی

بلا از جونت دور باشه عزیزم. خدا کنه هرچی قضاوقدره بخوره تو سر مال. خودت رو ناراحت نکن

Naz

عیب نداره تارا. منم دو سال پیش تیرماه برای یه ا.ل.م.پ.ی.ا.د فیزیک رفته بودم ز.ن.ج.ان و به معنای واقعی زجر کشیدم. وقتی رسیدم خونه از خوشحالی بال در آوردم! فکر کن وسط تیر ماه تو یه خوابگاه بدون کولر و هیچی!! یعنی آب خوردن هم نداشتیم! اجازه هم نداشتیم از خوابگاه بریم بیرون خرید کنیم! 4-5 روز... درکت می کنم!!!!

بوی کافور

اگر امد پیغامش دهید وفای تو عجب دیر به فریاد رسید...!

بی بی صحرا

خونده بودم این پستت رو منتها کامنت نذاشته بودم...شاید موقعی بوده که حال نداشتم....و روبراه نبودم.. کلی ناراحت شدم..اینهمه هزینه کنی بری و برگردی..اونوقت خاطره خوب نمونه برات...چیزی که من خیلی برام پیش اومده...مننتها اخلاق شوهر جان میزده بر پیکره خاطره... بگذریم.. منم رفتم کاشان...گذرا.....واسه ناهار فقط رستورانای بسته و مگس یادمه.... [نیشخند] قربون تو با صفا

غزل

تارا جون میخوام برم سفیر واسه تعیین سطح میتونی کمکم کنی چه سوالایی میپرسن ؟هنوز سفیر میری راضی هستی ؟ فکرکنم ثبت نام این ترمش از فردا باشه درسته ؟ خودت تعیین سطح دادی ترم چند نشستی؟ ممنون