خبری نیست

سلام

حالم خیلی بهتره .ممنونم از همراهی همتون .پسر خاله ام خوبه.رو به بهبوده.دردش شدیده اما خدا رو شکر می کنیم که از یه عمل خیلی سخت نجات پیدا کرده.تا همین 1 ماه پیش هیچ کس حتی خودش هم از توموری که توی سرش داره خبر نداشت.همه چی عین برق و باد گذشت هنوز یک چهارم تومور تو سرش باقی مونده یعنی وقتی حالش بد شد دوباره باید بره زیر تیغ.خدا رحم کنه بهش.دوباره عمل کردن خیلی سخته.خیلی سخته که با پای خودت بری واسه جراحی و اصلا ندونی بعدش چی میشه.چشماتو باز می کنی یا نه؟

کارمون فقط دعاست.اگه پسر خاله رو بیشتر از دو هفته دیگه نگه دارن شاید با مامان اینا بریم تهران واسه ملاقاتش.

بعد از چند روز سخت و ناراحت کننده ای که داشتیم هفته پیش با خواهر شوهری اینا رفتیم نمایشگاه کتاب.خوب بود.کتاب ها هم کلی تخفیف داشت.اولین بار بود که تو رشت همچین نمایشگاهی می ذاشتن.امیدوارم دائمی باشه.به علت کمبود بودجه زیاد خرید نکردم.چند تا کتاب زبان و کتاب های درسی برای خودم و همسری.

تو فکر یه مسافرتم.حالا وقتی قطعی شد می گم کجا.

دیروز هم که فاجعه بود.از صبح تا 4.30 سر کار بودم و روز وحشتناک شلوغی رو داشتم.بعدش رفتم کلاس زبان.بعد از اون هم تمرین رانندگی.خدا بخواد یکشنبه امتحان می دم.یعنی ساعت 8.30 اومدم خونه و غش کردم از خستگی.آدم روانی به من می گن.

جمعه خیلی کسل کننده ای بود .کلی کار داشتم ولی دریغ از یک اپسیلون حوصله.زبان هم نخوندم تا این لحظه.ببینم تا آخر شب حسش میاد یا نه.

از دست بعضی از دوست های وبلاگیم ناراحتم.نمی گم چرا که اعصابم خورد نشه.به نظرم اینجا آدم ها خیلی خوب نقش بازی می کنن.آدم زده میشه بعد یه مدت از دو رویی ها.البته قبول دارم که محیط آرامشبخشیه.واسه درد و دل کردن و گفتن حرفایی که به هیچ کس نمی گی.اما به خودم گفتم هر گز جوری دل نبند که نتونی دل بکنی.

 

پی نوشت:لایک رو برگردوندم چون انگار هیچ ربطی به رمزی شدن نوشته ها نداره.فقط پست هایی که رمز دارن کامنتهاشونم رمزی شده.عقل کل به من می گن.شیطانخجالت

/ 54 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
bb-صحرا

من شرمنده روی ماهتم...

نانا

انشالله همیشه پست هات سلامتی و دل خوشی باشه تارا جونم چرا از دست دوستای وبلاگیت ناراحتی؟

نازی

خدا رو شکر که بهترن. انشالا بزودی و بطور کامل خوب شن

مطبخ رویا

سلام دوست نازنینم ....اگه قابل باشم برای ایشون دعا می کنم عزیز دلم ....[گل]

سمیه

سلام....خبر پسرخالتون رو خوندم خیلی متاثر شدم منم دعا میکنم که هر چه سریعتر سلامتیشون رو بدست بیارن...ایشالا همه چیز بخیر و خوبی تمام میشه موفق باشین

سارا

ایشالا زودتر خوب بشن سلام یادم رفت[چشمک]خودت خوبی؟اینجا فقط واسه ثبت خاطرات خوبه تارا جون واسه اینده ایشالا تو رانندگیتم موفق میشی و خستگی از تنت در میاد

نازیلا

سلام عزیزم تاراج جون امیدوارم همیشه شاد باشی گرچه غم وشادی در زندگی انسان تنیده شده دوست دارم خیلی زیاد

یک عدد سارا

این لایک چیه برا گرفتن کتابها باید دونه دونه کتابفروشی ها رو بگردی و از صاحاش بپرسی من از راسته کتابفروشها از یه مغازه گرفتم که همین اخرش بود

بازیگوش

خوبی عزیزه دلممممم دلم برات تنگیده هوارتاااااااااااااااااااااااااااااااا[بغل][قلب][ماچ]

بانوی سرزمینهای شمالی

تارا جون چه خبر از پسر خاله ؟بهترن ؟