ماه رمضان آمد و تمرین صبوری

آخیش.ماه رمضون اومده یعنی؟چقدر دلتنگش بودم.جقدر بهش نیاز داشتم .عاشق لحظه های اذان و زیر لب دعا کردن و حرف زدن با خدام.

اصلا سحر های ماه رمضون یه رنگ و بویی داره که وصف کردنی نیست.یعنی با همه وجود دلم ماه رمضون می خواست.امیدوارم خدا به برکت شب ها و روز های این ماه قشنگ دلمو که این روزا بدجوری طوفانیه آروم کنه.

قصه داره.قصه اش هم طولانیه.هر چی بگم تف سر بالاست.

تا حالا شده از کسی کینه داشته باشین؟جوری که هر  چی تلاش کنین نتونین دلتون رو از اون کینه پاک کنین؟

به خدا من آدم کینه ای نیستم .همیشه هر کسی بهم بدی هم بکنه زود می بخشمش.چون اعتقاد دارم که تا نبخشی بخشیده نمیشی.ولی یه آدمی هست که نمیتونم ببخشمش.کسی که اشکمو سر سفره عقد اونم وقتی اذون می گفتن در آورد .کسی که تمام دوره عقدمو زهر مارم کرد و بهترین روزهای عمرمو به بدترین روزها تبدیل کرد.کسی که بارها و بارها تحقیرم کرد و کاری کرد تحقیرم کنن.حالا همون یه نفر جمعه بله برونش بود و یکشنبه جشن نامزدیش.

خواهر شوهر جان خوشبخت میشی یعنی؟دعا کنم برات؟دعا کنم برات با لباس عقد تو شب اول عقد کنونت بغل شوهرت گریه کنی؟زجه بزنی؟دعا کنم خواهر شوهرت جلوی تو به برادرش بگه بی عقل بودی که زن گرفتی؟دعا کنم 2 تا خواهرشوهرات اینقدر تو زندگیت دخالت کنن و پشت سرت حرف بزننو زیر آبتو جلو پدر و مادرشون بزنن؟خیلی دعاها هست که می تونم در حقت بکنم.حرفای نا گفته زیاد دارم به توی تازه عروس بزنم.اما این ماه رمضونه.منم .....

واگذارت می کنم به خدا

به علی

به حسین

به همون کربلایی که رفتی ......

خدا جون کینه هامو با زلالیه همین ماهت بشور و ببر چون در توانم اگر بود خودم این کارو می کردم.

 

 

/ 29 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی(سکوت پاییز)

فقط میتونم بگم خدا جای حق هست مطمئن باش جواب هر بدی تو همین دنیا داده میشه

ر

این پست رو بخونید ! در مورد سقوط هواپیما در ارومیه : http://www.roozysoft.com/post/52

برای تو

تارا عزیزم می دونم حالا توی موقعیت خیلی سختی هستی وقتی توی شرایط قرار میگیری تازه داغ دلت تازه و تازه تر میشه . از خدا بخواه که بهت کمک کنه که بتونی فراموش کنی به خاطره خودت نه به خاطر اون ها چون حتی اگه تو فراموش کنی خدای بزرگ فراموش نمی نه و روزگار هم فراموشی نداره و اون بالاخره می فهمه که چه کرده با تو می دونم که حال بدی داری اما ببین خدا چقدر دوست داشته که مراسمش درست قبل ماه رمضان که تو حالا روزه میگیری و بیشتر باهاش حرف میزنی امیدوارم که بتونی بسپریش به خدا و آرامش پیدا کنی از خدا بهترین ها رو برات می خواهم عزیزم

شيده

سلام خانومي من از وب كريستين اومدم اينجا ولي انگار بد موقع اومدم انگاري دلت خيلي پره از دستش :( عيبي نداره واگذارش كن به خدا مطمئن باش خدا جاي حق نشسته ولي صبر خدا زياده ناراحت نباش خانومي تو بزرگوار باش نه مثل اون ... راستي چقدر دوستاي مشترك داريم ما چرا تا حالا پيدات نكرده بودم؟

شازده و بانو

تارای عزیزم به نظرم براش بهترین دعاها رو کردی..ادم باید تقاص پس بده...اونم تقاص پس میده..شاید بعضی وقتها ادمها اشتباه کنن در حق هم..اما خواهر شوهر توام مثل مادر شوهر منه....میدونم چی میگی...خداروشکر همسر خوبی داری..زندگی خوبی داری که نا اهلا نتونستن خرابش کنن....بهشون فکر نکن..واگذارش کن به خدا..خودش جوابش و میده

ترنم

سلام تارای عزیز دل نوشته هات رو خوندم تو دلت پاکه تارا جون کار خوبی کردی که سپردی به خدای مهربون مطمئنم که جواب میده من وتو دقیقا تو یک سال و یک روز به دنیا اومدیم [گل][قلب] بازم میام دیدنت تارای عزیز

نارسیس

سلام تارا جونم.تازه نوشته هاتو خوندم.من اونجا بودم دیدم چه حسی داشتی اما تا خود آدم تو موقعیتش قرارنگیره درک نمیکنه!نفرت اصلا خوب نیست آدمو تو خودش ذوب میکنه بسپرش به خداکه خودش بهترمیدونه چه کارکنه

ب

آخه آدم عاقل وقتی می گی سپردمت به خدادیگه علی وحسن وحسین کی هستند؟خداتوراتنهاآفریدوعقل بهت داد.پس تنهااورابخوان وبه او توکل کن وبس!