خرید

دیشب دخترعمه  نرگس و همسر گل اصفهانیشو پاگشا کردم.خیلی شب خوبی بود  خوش گذشت.آقای داماد از اصفهان برامون گز و پولکی آورده بودن .دستشون در نکنه.این سومین مهمونی تو هفته گذشته بود.هفته دیگه هم یکی دیگه از دوستامون رو که خیلی وقته نیومدن خونمون دعوت می کنم .

امروز عصر هم با همسری خونه تنها بودیم که یهو به سرمون زد بریم انزلی آخه دیگه همه لباسام تکراری شده دلم یه خورده خرید می خواست.رفتیم بازار گیلار و مرکز خرید خاطره اما هیچی نخریدم.هیچی یعنی هیچیااا.نمی دونم چرا چیزی به دلم ننشست.لباسای خوشگل زیاد داشتنا اما من نمی دونم چرا جدیدا اینجوری شدم.اصلا نمی تونم انتخاب کنم.قبلا اینجوری نبودم .خیلی سریع انتخاب می کردم .ولی  این چندوقته اینقدر وسواس به خرج می دم آخرش هم دست خالی برمی گردم خونه.

دلم بافت می خواد.از هر بافتی خوشم میاد یا واسم تنگه یا کوتاه.شاید کاموا بخرم بدم برام ببافن.

موقع برگشت بروکلی و هویج و گوجه و اینا حریدم باهاش سالاد بروکلی درست کردم.تصمیم گرفتم بروکلی رو بیشتر مصرف کنم .این لینک رو حتما بخونید مخصوصا شماره 5 که در مورد کلسیم ش می گه.

بچه ها فکر کنم تورم سه رقمی شده باشه.نیشخنداین چه وضعشه آخه.من دیگه دخل و خرجم با هم نمی خونه.چرا قبلا که در آمد من و همسری کمتر بود ما راحت تر خرج می کردیم همیشه هم پس انداز داشتیم.ولی حالا که حقوق من و همسری رفته بالا همه اش باید صرفه جویی کنیم.پس انداز هم که خدا بیامرزه.شما هم همینجوری هستین؟یا یه جای کار من می لنگه؟سوال

×دارم فکر می کنم چقدر بی معرفت شدم من.یه لیست بلند بالا دارم از دوستان و اطرافیان که مدتهاست خبری ازشون ندارم و از طرفی هم دلم براشون تنگیده. نمیدونم چرا زنگ نمیزنم به کسی که حال و احوال بپرسم.اینقدر تو تلفن زدن تنبل شدم که خدا می دونه.یه تجدید نظری باید بکنم تو رفتارم خیلی بده اینجوری.

×برم یه کم وبهاتونو بخونم.الان گلاب به روتون حالت تهوع دارم.همه اش تقصیر همسریه که  الکی اصرار می کنه شیر بخورم.خوب بابا میلم نمی کشه اه چه گیری کردیماا

فدای همتون

فعلا بای

/ 22 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
contess

چطوري بي معرفتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/منم تازگيا هيچي نميتونم بخرم البته خيلي زياد خسيس شدم..تورمم كه قربونش برم ديگه بايد نوزادها هم برن سر كار كه پول شير خشكشون در بياد..والله...سر بزنننننننننن

طنین

سلام تارا جونم خوب ایسی زای؟ چی کووونی؟ مارو پر خوب ایسن؟ چه خبر تارا جون؟ پدرو مادر من شمالین همه ی فامیلامونن رشت زندگی میکنن ما هم که تهرانیم اتفاقی با وبت اشنا شدم الهی چه برادر زاده ی نازی داری هزار ماشالله خدا نگهش داره براتون خوشحال میشم بیای پیشم تی جانه قوربان

آبان

ووی دلم مهمونی خواست:) من همیشه خودم و بقیه رو توی خرید کردن میکشم در نتیجه کاملا درکت میکنم:) با تورم هم موافقم:(

ری را

من هم عاشق خریدم ولی معمولن چیزی پیدا نمی کنم اونوقت می گن چرا می ری دوبی یا ترکیه برای خرید همه چی تو ایران خودمون هست!!!!!!!!![عصبانی]

abi

همسنیم خیلی دوست دارم با همسن های خودم ارتباط داشته باشم[ماچ]

نیلوفر

به به تارا خانم گل بابا تو که هرچی تمیز کرده بودی دوباره بهم ریختی!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ایشالا بافت هم پیدا می کنی خیلی سخت می گیری ها!!!!!!!!!!!!!

هستی

دلم سالاد بروکلی خواست اگه بتونی یه بافنده خوب پیدا کنی خیلی بهتر از بافتهای بیرونه [بغل][ماچ]

bb sahra

امشب یا فردا شب بهت زنگ میزنم گلم!ماچ

براي تو

سلام تارا جون عزيزم مشگل تو نيست منم همين حس رو دارم حس مي كنم همون خرج هاي كه پارسال كرديم اما امسال براش جند برابر هزينه كرديم نمي دونم چرا ؟ خوب حتما تورم خيلي زيادي داشتيم البته اين هزينه بنزين هم هست امسال چند برابر شده